محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
242
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
ولى ناگفته نماند كه وهابيها براساس اعتقادشان برتوقف برظواهر الفاظ با اشاعره راجع به اينكه صفات غير ذات هستند ، هم عقيدهاند الا اينكه از اظهارنظر صريح خوددارى كردهاند « 1 » .
--> ( 1 ) . پيشتر در مبحث توحيد ، به صفات خداوند متعال در اعتقادات دو گروه اشاره كرديم . در اينجا به شكل ديگرى خلاصه كلام را بيان مىكنيم . فرقه اماميه معتقد به وحدت ذات الهىست و معتقد است كه صفات خداوند عين ذات اوست . به همين دليل ابن بابويه - همچون شاگردش شيخ مفيد ( رض ) - وجود صفات را در ذات خداوند انكار مىكند . دليلى كه او براى اثبات اين اعتقاد مىآورد ، بسيار مختصر و كوتاه است . ابن بابويه مىگويد : علت اينكه خداوند متعال بهطور ذاتى ، عالم وحى و تواناست و نه به كمك علم يا وجود و يا قدرتى ، چيزى غير از وحدت ذات و صفات است ، زيرا اگر عالم بودن خدا به كمك علمى بود ، علم خداوند از دو حال خارج نبود : اين علم يا قديم است و يا حادث . اگر حادث باشد پس خداوند بزرگ قبل از حدوث آن ، جاهل بوده است و اين ، عيب و نقص محسوب مىشود . و هر چيز ناقصى همانطور كه قبلا هم گفتيم ، وجودش از خودش نيست و آنرا هست كردهاند . و اگر اين علم قديم باشد ، در اينصورت چيزى غير از خداوند ( علم او ) ، قديم است كه اين امر به اجماع ، كفر محسوب مىشود . همين امر در مورد قادر بودن و قدرت خداوند ، و حى بودن و وجودش صدق مىكند . علت هميشگى و دائم بودن قدرت ، علم ، و وجود و هستى خداوند ، اين است كه او بهطور ذاتى ، قادر و عالم و حى است . به همين دليل خداوند متعال قديم است و به علت قديم بودنش ، پيوسته عالم است زيرا ذات خداوند كه علم و دانش از آن نشأت مىگيرد ، دائم و سرمد است و اين امر نشاندهنده قدرت و وجود دائم و هميشگى خداوند است . نگاه كنيد به التوحيد : 223 . شيخ مفيد ، همين اعتقاد را مىپذيرد اما دليل آنرا بيان نمىكند ، در عوض به معارضه نظريه ابو هاشم در الاحوال مىپردازد كه درباره كيفيت تعلق صفات خداوند به اوست . -